السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

156

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )

شبههء تناقض در قضيهء « از معدوم مطلق خبر داده نمىشود » در اين‌جا شبهه‌اى مطرح شده است و آن اين‌كه در قضيهء « از معدوم مطلق خبر داده نمىشود » تناقض وجود دارد و اين قضيه خودش ناقض خودش است . زيرا از سويى مىگويد : از معدوم مطلق خبرى داده نمىشود و از سوى ديگر ، مفاد اين قضيه خودش حكمى دربارهء معدوم مطلق و خبرى از آن است . شما در همان حال كه مىگوييد : « معدوم مطلق ، موضوع هيچ حكمى واقع نمىشود » ، آن را موضوع قرار داده و حكمى برايش بيان كرده‌ايد . به بيان ديگر ، دربارهء معدوم مطلق حكم كرده‌ايد به اين‌كه حكمى ندارد . اگر بگوييد : اين مورد استثنا مىشود ، يعنى معدوم مطلق موضوع هيچ حكمى واقع نمىشود مگر همين حكم . در پاسخ مىگوييم : اين حكم ، يك حكم عقلى است و احكام عقلى ، استثنا بردار نيست . وجود يك استثنا در حكم عقلى به معناى بطلان و بىاعتبارى آن است . حل شبهه براساس تفكيك ميان حمل اوّلى و حمل شايع براى حلّ اين شبهه مقدمتا بايد يادآور شويم كه حمل بر دو قسم است : حمل اوّلى ذاتى و حمل شايع صناعى . توضيح اين‌كه در قضيهء حمليه ، حكم به اتحاد موضوع و محمول مىشود ، زيرا مفاد حمل ، « اين همانى » است . اما اتحاد ميان موضوع و محمول به دو صورت مىتواند باشد : يكى اتحاد مفهومى و ديگرى اتحاد وجودى . حمل ذاتى اوّلى آن است كه موضوع و محمول در آن ، اتحاد مفهومى داشته باشند ؛ يعنى مفهوم موضوع همان مفهوم محمول باشد ، مانند : انسان ، انسان است . انسان ، بشر است . انسان حيوان ناطق است . در تمام اين قضايا نظر به مفهوم موضوع و محمول است نه مصاديق و افراد آنها . به بيان ديگر ، موضوع ، مفهوم انسان است و نه مصداق انسان و نيز محمول ، مفهوم انسان ، بشر و حيوان ناطق است ، نه مصداق آن . به‌طور كلى وقتى مىگوييم : « الف ، ب است به حمل اوّلى » معنايش آن است كه :